كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

168

ده سفرنامه ( فارسى )

مطالبى اظهار داشت كه شگفتى همگان را برانگيخت وقتى كه ايلچى تمام وقايعى را كه حدود پنجاه و شش سال پيش اتفاق افتاده بود بيان نمود تمام حاضرين از فرط تعجب صداى « يا على » را بلند نمودند . شاه نيز به نوبه خود از اطلاعات ايلچى در مورد گذشته خانواده‌اش از اينكه در بين چهار ملت مختلف تركمن ، و گرجى ، و مازندرانى شهرت قاجارها به اروپا رسيده است راضى و خوشحال به‌نظر مىرسيد . هنگامى كه ايلچى راجع به آزادى و قانون صحبت مىكرد شاه مات و متحير بود كه او در مورد چه مطلبى گفتگو مىكند ايلچى توضيح داد كه هيچ فرد بلندپايه‌اى در انگلستان وجود ندارد كه بتواند بر خلاف قانون عملى انجام دهد و در آنجا هيچ چيز بر عليه قانون ديده نمىشود ظاهرا اين موضوع را نيز مانند ديگر مطالبى كه ايلچى برايش تشريح نمود متوجه گرديد . شاه گفت كه تمام مطالبى را كه گفته‌ايد فهميدم و پس از اندكى مكث و تفكر اضافه كرد به‌نظر من پادشاه شما « كدخداى اول » كشور است سپس اعليحضرت در حالى كه تبسم مىكرد به ايلچى كه حالت دفاعى به خود گرفته بود گفت : اين وضعيت دوام و بقاء سلطنت را تضمين مىنمايد ولى چندان لذت‌بخش نيست . ليكن پادشاهى من لذت‌بخش است من اگر اراده كنم دستور مىدهم تا سر سليمان خان و عده‌اى از رجال بلندپايه را از تن جدا نمايند آنگاه اشاره به درباريان نمود و گفت آيا اينطور نيست ؟ آنان در حالى كه سر فرود مىآوردند گفتند بله ! « قبله‌عالم » همينطور است . سپس شاه گفت اين يك قدرت واقعى است ولى ثبات و دوامى ندارد هنگامى كه من بروم پسرم براى تصاحب تخت و تاج خواهد جنگيد و همه چيز درهم فرو خواهد ريخت هر چند حكومت بر ايران با داشتن لشكر و سپاه ميسر خواهد بود .